*حیف است اگر اسفندیار برود!(همان اسفندیار رحیم مشایی((رفع القلم)) خودمان!)
تازه داشتیم ((بامشاد کابینه احمدی نژاد)) را کشف می کردیم!
این جواهر بی بدیل کم کم داشت خودی نشان می داد! اسفنندیار زیب و زینت دولت نهم بود و خدا نکند که دولت بامشادش را از دست بدهد!اگر اسفندیار برود هر چند وقت یک بار چه کسی ما سورپرایز کند؟ چه کسی وظیفه ادخال سرور در قلوب صهیونیست ها را بر عهده بگیرد؟ ما حالا حالاها با رحیم مشایی مار داریم! خدا کند اسفندیار بماند!
*حاشیه اول:
چقدر خوب می شد اگر رحیم مشایی را با همان موشک فضاپیمای سفیر امید به فضا پرتاب می کردند تا هم ((سفیر)) دست خالی به فضا نرود و هم تحفه ای به نایابی ((رحیم مشایی)) به اهل فضا تقدیم شود! شاید هم رحیم مشایی را ساکنان یکی از کرات آسمانی می دزدیدند و از وجود بی مثالش بهره ها می بردند! ما که قدر اسفندیار را نمی دانیم!

*حاشیه دوم:
خدا همولایتی را به زمین گرم بزند اگر دروغی در کار باشد! بیش از سه سال است که ازوم حذف اسفندیار از ترکیب دولت نهم را فریاد زده ایم و در این مدت گوش شنوایی نبوده است! خدا کند در بقیه مواردی که همولایتی فریاد کشیده و تذکر داده شاهد تکرار ماجرای رحیم مشایی نباشیم!

با توجه به اتفاقات اخیر در دولت نهم و مسائل پیش آمده در جریان رأی اعتماد به سه وزیر و درافشانی های مکرر مشایی و انتقادات صورت گرفته که بیشتر از سوی حامیان بی جیره و مواجب دولت( که در سه سال گذشته تمام همت و آبروی خود را در لبیک به ندای رهبر خود در حمایت از این دولت به کار بسته بودند) انجام گرفت چند نکته ضروری به نظر می رسد:
1-همانگونه که حامیان دولت در پاسخ به ندای رهبری از دولت حمایت می کنند در پاسخ به ندای مقتدایشان مبنی بر آرمانگرایی و عدالتخواهی و مبارزه با فساد و سیاست بازی سکوت نخواهند کرد.
2- بیم آن می رود که رئیس جمهور با نزدیک شدن به طیفی از سیاست بازان در اندیشه انتخابات دهم ریاست جمهوری و جلب حمایت آنها است. غافل از این که این افراد در سال 84 هم از او حمایت نکردند.
3-جوانانی که با شور و نشاط و امیدواری ، منتظر تحولات بزرگ در عرصه اجرایی کشور بودند اکنون در اطراف رئیس جمهور چهره هایی را می بینند و اخباری را می شنوند که خستگی سه سال حمایت بی دریغ از دولتی که انتظار می رفت بدون تعارف با بی تقوایی ها و بی اخلاقی ها برخورد کند ، بر جسم روحشان مانده است و اگر هم در انتخابات بعدی ریاست جمهوری به گزینه احمدی نژاد برسند دیگر نشاط و شور سال 84 را نخواهند داشت.
4-بزرگترین عامل حمایت مردمی از احمدی نژاد صداقت او بود که با بروز این اتفاقات اگر این عامل نیز در ابهام باشد آیا شاخص دیگری وجود دارد که توان جذب حمایت بالا را داشته باشد؟
5-نکته ای که بیشتر ذهنمان را مشغول کرده جهت حرکت دولت به سمت دولت سازندگی است مانند:
*حمایت بی دریغ رئیس جمهور از اطرافیان و ایجاد طبقه ای خاص از اطرافیان (مانند مشایی، رحیمی،کردان و...)

*خود را برتر دانستن و نظرات خود را فوق نظرات دیگران دانستن(مواجهه احمدی نژاد و بعضی اطرافیانش با برخی منتقدان دلسوز)
*توجه صرف به فعالیت های عمرانی و غفلت از فرهنگ(که در جریان رأی اعتماد به بهبهانی نیز این نکته توسط رئیس جمهور تأکید شد)
ما احمدی نژاد را دوست داریم و هنوز هم حامی اوییم چون مقتدایمان به صورت ویژه از او و دولتش حمایت می کند
اما منتظر اقدامی انقلابی از سوی رئیس جمهوریم چون او اولین بار واژه مدیریت انقلابی را در ادبیات سیاسی ایران به کار برد.

هنوز به پایان سال اول ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد نرسیده بودیم که خبری غیر رسمی در محافل و شنیده ای زیبا در خصوص اظهارات رئیس جمهور در جمع محافظین خود منتشر شد که قلب عشقان ولایت را شاد کرد.
ایشان در تعبیر زیبایی خود را خاکریز رهبری دانسته و از این که دشمنان خارجی و داخلی نظام سمت و سوی هجمه های خود را از رهبری به سمت رئیس جمهور ایران تغییر داده بودند احساس افتخار و رضایت می کردند.
این سخنان در روزگاری که تبعیت محض مسئولان کشور از ولایت فقیه چون گوهری گران نایاب شده بود آینده ای پر امید را در مقابلمان قرار داد.
در سه سالی که از عمر دولت می گذرد گر چه دست آورد های درخشان و افتخارات بزرگی نصیب کشور و دولت شده و امیدهای فراوانی را در دل ها زنده کرد اما اینگونه نبود که این دولت خالی از نقص و ایراد باشد و به نظر می رسد برخی ایرادات هم که انتظار نمی رفت در این دولت دیده و شنیده شد. اما حمایت های مکرر و بی دریغ مقام معظم رهبری روشنی بخش مسیر این دولت به سمت موفقیت و جهت گیری صحیح آن را نوید می داد.
اتفاقات روز رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی اقتصاد ، راه و کشور در مجلس و مباحث مطرح شده در آن و نقل قول تأمل برانگیز رئیس جمهور از رهبری هشداری جدی و قابل نقد و بحث را در ذهن حامیان رئیس جمهور ایجاد کرد.
فارغ از صحت و سقم نقل قول رئیس جمهور از رهبری ، استفاده مادی و سیاسی از ارشادات رهبری از هیچ کس پذیرفته شده نیست چه برسد به کسی که خودرا سرباز ، فدایی و خاکریز ولایت بداند. ایشان به چه مجوزی به خود اجازه می دهند که هر چند برای ساکت کردن مخالفان خود از رهبری نام بیاورند؟ آنهم برای رأی آوردن وزیری که در طول دوران خدمت خود هیچ قرابت و سنخیتی از مدیریت مورد انتظار در دولت نهم نداشت.
امیدواریم شخص رئیس جمهور شخصا در این خصوص روشنگری و شفاف سازی نمایند.
ولی واقعا انصاف نبود که بعد از سه سال که رهبری معظم مردانه در مقابل دشمنان داخلی دولت نهم که بعضا از نزدیکان و دوستان چندین ساله ایشان هستند ایستاده و به دفاع از آن پرداخته اند(که آخرین نمونه آن پیام دفتر ایشان به روزنامه کیهان در خصوص مسائل اخیر است) آقای احمدی نژاد به راحتی و بدون کمترین تردیدی چنین اقدامی انجام دهند.

به نظر شما چرا حملات عیله دولت نهم ، احمدی نژاد ، آیت اله مصباح روز به روز تشدید و الفاظ مدعیان اخلاق و گفتمان رکیک ترمی شود؟
در نوشتار قبلی پیرامون گستاخی های محتشمی پور در مورد آیت اله مصباح نوشتم که اینان اگر در هر موردی اختلاف داشته باشند (که بیشتر برای کسب قدرت و مقام و ثروت است ) در رویارویی و هجمه به افراد و اندیشه هایی که اتفاقاً مورد تأکید رهبری است بر یکدیگر پیشی می گیرند.
.jpg)
اما نکته ای که به ذهن نگارنده در خصوص مطلب منتشره از منتجب نیا در اعتماد ملی می رسد علی رغم همه تحلیل های منتشره در عرصه وب و نشریات این است که این ادبیات که بیشتر با لحنی کودکانه که از سر حقد و کینه و عقده ای که در سه سال گذشته در سینه او و همفکرانش متورم شده و در غیاب پدرخوانده خود فرصت جولان و عرض و اندام و معرفی خود به جامعه (به خیال این که دولت و شخص رئیس جمهور در نظر مردم نسبت به سه سال گذشته محبوبیت خود را از دست داده اند) و عقده گشایی را داشته است.
شاید کمی بی تقوایی و کینه که طبق احدایث دل را می میراند کافی باشد تا انسان را از جاده انصاف خارج و به نا کجا آباد غفلت و تباهی و دوری از ولی امر برساند و شاید اگر هر کسی هم جای این بندگان خدا بود همین کار را می کرد.آخر آدم حزب داشته باشد ، مقام و منصب دولتی و غیر دولتی داشته باشد منازل چند میلییاردی در بهترین نقاط و خودروهای مدل بالا داشته باشد ودفاتر هواپیمایی و آژانس های مسافرتی و فرزندانی زرنگ و زحمت کش که با عرق جبین و کد یمین به سرمایه هایی افسانه ای رسیده اند و .... داشته باشد ، سابقه ارتباط با دفتر امام(ره) داشته باشد ، خوش تیپ باشد ستادهای رنگارنگ داشته باشد و وعده های رنگارنگ به خورد مردم بدهد و ......بعد یک نفر که نه حزبی دارد و نه سرمایه مادی و نه وابستگی به این مقام و آن مقام دارد و تنها در دار دنیا خانه ای محقر در نارمک و خودرویی .... دارد بیاید یک شبه بساطشان را جمع کند و این ها هر چه در توان دارند انجام دهند و سه سال راست راست راه برود و از زمین آسمان بر سرش بلا ببارد و از نفس نیفتد.
شما بودید چه می کردید؟
به نظرم این سخنان از سر عقده گشایی است سوزشی که سه سال است خواب از چشمان اینان و خارج نشینان گرفته است.
چه معنی دارد رئیس جمهوری که رأی مردم را گرفته بر دستان رهبر بوسه بزند و خود را فدایی و خاکریز او بداند؟
چه معنی دارد خود را پیرو خط امام بداند در صورتی که یک روز هم مثل ما با امام نبوده ؟
چه معنی دارد در ابتدای سخنان خود دعای فرج بخواند؟
و از این جور حرف ها.......
بیاییم در این ماه عزیز از خدا بخواهیم که آنی و کمتر از آنی ما را به حال خودمان وامگذارد و خدا نکند روزی برسد که دست از دامن مولایمان رها کنیم و معتقدین ولایت او را مسخره کنیم.
خدا نکند زرق و برق دنیا چنان ما را به فلاکت بکشاند که برای رسیدن به آن تمام اخلاقیات را قربانی نماییم.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

سعی شده به همه سوالات پاسخ های کوتاه داده شود
1- صفات چه کسی را نزدیکتر به آرمانهایی می دانید که امام امت برای یک مسئول حکومت اسلامی ترسیم کرده بودند؟ رفسنجانی، خاتمی یا دکتر احمدی نژاد؟ تفاوت دستاورهای دولت دکتر احمدی نژاد با دولتهای رفسنجانی و خاتمی چیست؟

- قطعاً احمدی نژاد- اما شاید مهمترین تفاوت دستاورد دولت احمدی نژاد نسبت به دو دولت ماقبل تأکید روزافزون بر روی آرمان ها و ارزش های اصیل انقلاب و سعی در زنده کردن و احیاء آن در تمامی بخش های کشور باشد که متأسفانه در دو دولت پیشین اینگونه نبود.
۲- به نظر شما چرا محمد خاتمی و رفسنجانی به سفرهای استانی منظم و جامع و در حقیقت به عمق محرومیتهای ایران نمی رفتند؟
- به نظر من الف)چون محرومیت زدایی در مرحله چندم دغدغه های آن دولت ها قرار داشت و بیشتر به حفظ پرستیژ نظام در عرصه های بین المللی و نیل به جامعه مدنی (البته از نوع....) تأکید داشتند. ب)حضور بیش از حد در میان مردم را صلاح نمی دانستند ج)در برخی موارد جرأت روبرو شدن با مردم را نداشتند.
۳- علت هجمه های ناجوانمردانه برخی دوست نماهای اصولگرا و ائتلاف ضددولت این اصولگرانماها با دوم خردادیها - که روزی دشمن یکدیگر بودند- چیست؟
- البته تمامی منتقدین اصولگرای دولت را مؤتلف با دوم خردادی ها دانستن را نمی توان نظر صحیحی دانست ، البته انتقاد و توهین برخی از اصولگرایان به احمدی نژاد و دولتش روی دوم خردادی ها را سفید کرده است.
- اما در مورد هجمه های ناجوانمردانه مدعیان اصولگرایی ، شاید مهمترین دلیل آن (که بر می گردد به شروع به کار این دولت و انتخاب کابینه باشد) این باشد که برخی همراهان و به ظاهر دوستان از احمدی نژاد توقع دعوت به کابینه و انتصاب در وزارتخانه های کلیدی و برخی دیگر توقع گرفتن مشورت و عمل به مشاوره های داده شده به رئیس جمهور را داشتند که گرچه کابینه انتخاب شده انتخاب رئیس جمهور نبوده و محافظه کاری در آن به چشم می خورد لکن توقع این برادران بیشتر از این ها بود. که این امر باعث تشدید حساسیت ها و اتهام دولت به دوری از نخبگان و از این دست حرف ها گردید.
۴- دکتر احمدی نژاد نزد چه گروهی محبوب و نزد چه کسانی منفور است؟ چه کسانی از زمین خوردن ایشان خوشحال می شوند؟
- احمدی نژاد در میان محرومین و جوانان با نشاط عدالتخواه و ملت های رنج دیده جهان محبوب است و درمیان استکبار و ایادی و مزدوران داخلی آن و طرفداران زر و زور و تزویر و چنبره زنندگان بر حقوق ملت و راحت طلبانی که به ادامه وضع موجود راضیند ، منفور است
۵- علت محبوبیت محمود احمدی نژاد در دنیا و زنده شدن نام امام و انقلاب در میان ملتهای آزاده دنیا چیست؟
- تأکید بر اصول و آرمان های انقلاب و امام و شجاعت ایشان در دفاع از حقوق مظلومین.
۶- اگر در انتخابات سوم تیر، دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور نمی شد، چه می شد؟ چرا رهبری دولت نهم را اصولگراترین دولت پس از انقلاب دانستند؟
- اگر در سوم تیر احمدی نژاد انتخاب نمی شد مطمئناً در انتخبابات دوره دهم با رأی 30 میلیونی به ریاست جمهوری می رسید(دلیلش را هم از رقیبش بپرسید)
- چون رهبری با سابقه هشت سال ریاست جمهوری و 19 سال رهبری و با ذکاوت و تیزهوشی و دقت بالایی که در اداره کشور از خود نشان داده اند فرق بین دولت ها و اشخاص را به راحتی تشخیص داده و می دانند اداره کشور چگونه باید باشد پس دقیقاً دولت نهم اصولگراترین است که ایشان می فرمایند ....
۷- سوم تیر چه درسهایی به سیاسیون و اقتصادیون و احزاب داد؟
- صداقت داشته باشید و انگیزه خدایی داشته باشید و هیچ وقت اصول را فدای مصلحت اندیشی نکنید آنگاه اگر تمام نخبگان و احزاب به شما پشت کردند خدا و پشت و پناهتان است و به لطف او موفق خواهید شد.
۸- مهمترین مانع بر سر تحقق اهداف اقتصادی دولت را چه چیز می دانید؟
- اجرای سیاست ها تعیین شده و نظارت بر آن
زیرا به به راحتی می توان ثابت کرد که مهمترین مشکلت دولت تعیین سیاست و تدوین برنامه و انجام کار کارشناسی نیست بلکه اجرای دقیق سیاست ها توسط بدنه دولت و مدیران میانی و عملیاتی است که متأسفانه هنوز بعد از گذشت 3 سال این نقیصه بر طرف نشده است ضمناً نظارت دقیق و فعالی نیز بر عملکرد دستگاه های اجرایی نمی شود.
۹- چرا علیرغم همه تخریبها باز هم مردم به صداقت دکتر احمدی نژاد ایمان دارند و او را از جنس خودشان می دانند؟
- چون مردم ما تیزهوش ترین و سیاسی ترین مردم جهان هستند و قدرت تشخیص بالایی دارند.
۱۰- مهمترین نقاط قوت دولت نهم و زیباترین صفات فردی و مدیریتی دکتر احمدی نژاد را چه چیزهایی می دانید؟ محبوبیت دکتر احمدی نژاد پیش شما کم شده یا زیاد؟ ما چگونه او را یاری کنیم؟
- مهمترین نقطه قوت دولت نهم همان تأکید بر محرومیت زدایی و حرکت به سمت تحقق عدالت است که خوشبختانه هنوز در دولت کمرنگ نشده است.
- راستش را بخواهید فکر می کنم محبوبیت دکتر درمیان مردم کمتر شده که مهمترین علت آن دست به دست دادن منتقدین در هجمه به دولت و اتحاد دشمنان خارجی و داخلی در ایجاد موانع بر سر راه دولت و شکست برخی طرح های آن و عدم اطلاع رسانی و ضعف روابط عمومی ها و همچنین ضعف حامیان دولت در دفاع صحیح از دولت نهم باشد.
- هر کس که به انقلاب و آرمانهای آن معتقد است و خود را مطیع ولایت فقیه می داند باید در دفاع و یاری دولتی که مورد حمایت ویژه رهبری است اقدام کند در هر مکانی که خدمت می کند و با هر شیوه ای که بهتر می داند به کمکش بشتابد از دفاع از اقدامات مثبت آن و تشویق همه جانبه دولتمردان تا انتقاد دلسوزانه از کاستی ها و ارائه راهکارهای راهگشا.
**********************************************
ایرادی که شاید به این شیوه جنبش وبلاگی وارد است و متأسفانه در سال های گذشته نیز به آن پرداخته نشده است ارائه راهکارهای صحیح توسط دوستان برای کمک به دولت و اهدای نقدهای سازنده و دلسوزانه برای جبران نقص و کاستی از دولت است که امید می رود دوستان وبلاگ نویس به این مهم هم عنایت داشته باشند نه این که با درج یک مطلب انتقادی هر چند کوچک وبلاگ را تحریم نمایند.
*یک پیشنهاد:یکی از سایت های پیشرو حامی دولت می تواند با ایجاد یک تالار گفتگو در مباحث مختلف زمینه بحث و بررسی و در نتیجه کمک به ارائه طرح های نو در جهت یاری رساندن به دولت را آماده نماید.
منتظر نظرات شما هستم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستان همراه در جنبش وبلاگی:
* احمدي نژاد رافع پرچم عدالت در كشورهاي مظلوم (بيا تا برويم)
* انحراف از جاده انقلاب و دنده عقب به سبک 3تیر (خاكريزيسم)
* عهد بستیم خاطره ی تلخ بنی اسرائیل را تکرار نکنیم (منتظر)
* بگذار آتش بگیرند (گام آخر)
* سوم تير مبارك (وب نوشته هاي يك مينيروزنامه نگار)
* دستاوردهای دولت نهم در میدان سنگین مبارزه داخلی و خارجی بدست آمده است (روايتي ديگر)
* گذار به دولت اسلامي (دستنوشته هاي يك دانشجو)
* سوم تير؛ ياعلي گفتيم و عشق آغاز شد (موشك انداز)
* عزت، عدالت و شجاعت؛ گفتمان دكتر احمدي نژاد (سيرت صبح)
* به مناسبت سوم تير (منتظر فرج)

نمی دانم چرا برخی دوستان از اظهارات سخیف محتشمی پور در باره حضرت آیت اله مصباح متعجب شده و با عباراتی مانند ((آقای محتشمی پور شما دیگر چرا؟)) و.... با این قضیه برخورد کرده اند.

کسانی که سال های اولیه حاکمیت اصلاحات را به خاطر دارند سخنرانی های آتشین و سرمستانه حاصل از به قدرت رسیدن این عناصر در دانشگاه ها و مجامع مختلف را حتماً شنیده اند که با چه شور و حرارتی به تمام ارکان نظام می تاختند و هماوردی در برابر خود نمی دیدند.
چنان با غیض و غضب از برخی نهادهای مملکت سخن می گفتند به تهدید و تمسخرشان می پرداختند که گویی در چند ماه آینده قرار است مملکت دگرگون شود.
.....................................
اگر به موضع گیری های این افراد (قریب به اتفاق اصلاح طلبان) نگاهی کوتاه بیندازیم می بینیم که سعی و تلاش آنها بر این است تا آنجایی می توانند و عرضه اش را دارند ، موضعی در برابر مواضع رهبری نظام اتخاذ نمایند.
مطالعه ای کوتاه در روزنامه های حداقل 10 ساله اخیر شما را به این نتیجه می رساند:
اگر رهبری به دفاع قاطع از دولت نهم می پردازد شدید ترین حملات باید از سوی اینان به دولت بشود.
اگر رهبری از زحمات آیت اله مصباح تقدیر می نماید باید ایشان را در نوک پیکان تهمت و افترای خویش قرار دهند.
اگر رهبری از عملکرد شورای نگهبان دفاع می نماید پس شورای نگهبان را باید به شدت تخریب کرد.
اگر ایشان بر لزوم فراگیری تفکر بسیجی در کشور تاکید می کنند پس بسیجیان را باید خشونت طلب و گروه فشار نامید.
اگر آقا از سپاه پاسداران دفاع کردند پس سپاهیان در امور سیاسی دخالت می کنند.
اگر رهبری از مبارزه بی امان با مفاسد اقتصادی می گویند پس باید با قلم و زبان از مفسدان اقتصادی حمایت کرد و آنان را خدمتگزاران حقیقی جامعه نامید.
و صدها نمونه دیگر در این باره ....
به نظر من تفکرات اعتقادی و سیاسی و لجاجت اکثر اصلاح طلبان و بخصوص بزرگانشان هیچ فرقی با هم ندارد و تنها تفاوت در تاکتیک و روش های جزیی است.
اگر اختلافت کنونی را در این افراد می بینید فقط به خاطر دنیا طلبی و برخی حسادت ها و سهم خواهی هاست وگرنه اینان در هدف دنیایی خود دارای یک استراتژی واحد هستند.
به نظر من اهداف خاتمی ها و کروبی و محتشمی پور و مجید انصاری و بهزاد نبوی و مرعشی و ابطحی و معین و تاج زاده و دیگر اصلاح طلبان یکی است و شکی هم در آن ندارم

بکار بردن الفاظی مانند معتدل و معتقد برای برخی از اینان ساده انگاری است.
خدا کند که از این غوطه وری در دریای سیاه کینه و دنیا طلبی رهایی یابند و گرنه .....

می خواستم در آغاز کار مجلس هشتم درد دلی با منتخبین ملت ایران بنویسم و انتظاراتی را که به عنوان یک ایرانی مسلمان از نماینده خود در خانه ملت داشتم بیان نمایم.
دلم می خواست از آسیب ها و تهدیدهایی که می توانست یک مجلس سیاسی و سیاست باز می توانست برای کشور ایجاد کند بنویسم ، گر چه نه من کاره ای در این مملکت هستم و نه نمایندگان منتخب مردم از این آسیب ها و تهدیدها بی خبر و نا آشنا!
اما به یاد می آورم که در آغاز به کار مجلس هفتم هم جَوی صمیمی همراه با جلسات کارشناسی قبل از آغاز به کار رسمی مجلس برگزار شد و منتخبان با نشاطی فراوان می رفتند تا مجلسی انقلابی و خدمتگزار به ملت تشکیل داده و از حوادث تلخ مجلس قبل برائت بجویند ........
اما دیری نپایید که مرور زمان و خصلت منفور دنیای فانی و بازی سیاست بازان موجب انحراف(البته به نظر من) اهداف مجلسیان دوره هفتم شد و باقی قضایا.....
می خواست بنویسم و تمنا کنم از منتخبان ملت بزرگ ایران که اختلافات را کنار بگذارید و به داد ملتی بی نظیر و نجیب که با به جان خریدن همه سختی ها هنوز از ارزش های انقلاب و امام پاسداری می کنند برسید که دوباره کلام روح بخش خلف صالح روح اله در آستانه عروج ملکوتی خمینی کبیر نشان داد که انتخاب سیدعلی انتخابی خدایی بود که در کوران دشمنی های خارجی و داخلی توانست کشتی انقلاب را از طوفان های دشمنی و کینه به ساحل آرامش فعلی برساند.

پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز به کار مجلس هشتم نسخه کاملی بود برای ساختن مجلسی قوی و خدمتگزار و بدون حاشیه های کاذبی که مخالفان این نظام در پی آنند.
مقام معظم رهبری با دوراندیشی فوق العاده و دید سیاسی دقیق خود برنامه کاملی را برای این مجلس ترسیم نمودند که نمایندگان محترم مجلس می توانند به عنوان نقشه راه(به قول رئیس مجلس هشتم) و استراتژی محکم در مسیر خدمتگزاری از آن بهره بجویند.

من اگر نماینده مجلس بودم هر روز صبح قبل از خروج از خانه یک بار متن این پیام را به دقت می خواندم تا ببینم در کجای این پیام قرار دارم – برای تحقق انتظارات رهبرم چه برنامه ای دارم – به کجا می خواهم برسم .....


حتماً در این روزها اظهار نظر تخصصی قالیباف در خصوص عالم سیاست که به قول ایشان کثیف تر از عالم سیاست وجود ندارد شنیده اید.
سئوال اینجاست که برای کسی که یک شبه به عنوان رجل سیاسی مطرح و اکنون که حدود 4 سال است در این عالم مشغول سیاست بازی و سیاست ورزی بودند چگونه ناگهان بعد از انتخابات مجلس هشتم (و به فاصله چند روز بعد از انتخابات) عالم سیاست کثیف می شود؟
· آیا در ایام انتخابات مجلس ، سیاست کثیف شده؟
· آیا عالم سیاست قبلاً کثیف بوده اما جناب دکتر جدیداً متوجه این ناپاکی شده اند؟
· آیا آقای خلبان خواب بودند و ملتفت نشدند؟
· آیا بعد از چند سال فعالیت چشمگیر و شبانه روزی و خدمت رسانی بدون منت و بدون هرگونه تشریفات و هزینه ای و آشنایی به اصول پاکسازی و زیباسازی ، جناب شهردار اکنون فرق بین تمیز و کثیف را تشخیص داده و جدیداً متوجه کثیفی عالم سیاست شده اند؟
· آیا بعد ازانتخابات شوراها عالم سیاست کثیف نبود؟
راستی با توجه به این اظهار نظر هدف ایشان برای شرکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری با وجود نفرت ایشان از عالم سیاست چیست؟

· پاکسازی عالم سیاست از ناپاکی با جدیدترین متد زیبا سازی و شهرسازی مانند نصب روزشمار برای پاکسازی؟
· فرهنگ سازی و اطلاع رسانی برای زدودن هر نوع آلایندگی در دنیای سیاست همانند روش های پاک ، متعهدانه و مشی اخلاق گرایانه سایت فردا و روزنامه همشهری؟
· خسته شدن از کار کردن در جای کوچکی! مثل شهرداری تهران؟
· رواج اخلاق گرایی در سیاست توسط ستادهای انتخاباتی شهرستان های آقای قالیباف همچون انتساب تمام کم و کاستی های عالم به احمدی نژاد که اینچنین عالم سیاست را در عرض سه سال به چنین روزی درآورده است؟
· ترویج احترام به مراجع عظام تقلید و تشرف و دستبوسی خدمت ایشان قبل از هر انتخابات؟
· اظهار نظر در مورد هر چیزی که به انسان مربوط نمی شود ؟
جناب آقای قالیباف
سیاست به خودی خود کثیف نیست ، این مردان سیاستند که سیاست را با قدرت طلبی و گروه بندی های بی مورد خود به لجن می کشند.
این مردان سیاستند که با صرف هزینه های کلان از بیت المال و تخریب این و آن فقط و فقط به فکر دوستان هم حزبی و هم فکر خود هستند.
این سیاسیون بی اخلاقند که با ابزارهای رسانه ای و با دروغ پراکنی و بی صداقتی به تخریب رقیب می پردازند.
چه زیبا گفت آن روحانی متعهد و آزاده مرحوم شهید مدرس که سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست.
آقای دکتر اسلام دینی سیاسی است .دینی که برای همه امور زندگی بشر برنامه دارد از مسائل فردی تا مسائل اجتماعی و سیاسی. در صورتی سیاست کثیف و ناپاک می شود که دین و اخلاق را از سیاست برداریم و با الگو برداری از سیاست سکولار غرب و گرفتن فیگورهای روشنفکری مدیریت کنیم.
البته فرمایش شما کاملاً صحیح است
آن سیاستی که منظور شما است و متأسفانه به شدت در آن غوطه ورید هم کثیف و هم تهوع آور است.

باز هم دم مسيحايي
در ايامي كه كه بوقهاي تبليغاتي ، رسانه هاي رنگارنگ ، افراد بزرگ و كوچك داخلي و خارجي در همه جا بر طبل يأس و نااميدي مي كوفتند و قدرت طلبان شكست خورده باز هم كشور را در مرز بحران و شرايط را حساس مي دانستند و بر تشويش ملت مي افزودند.
در روزهايي كه خدمتگزاران واقعي مردم در نزد دوست و دشمن بي منطق و ناكارآمد قبولانده مي شدند. و دوستانشان نيز ديگر ياراي همراهي نداشتند و دلسوزان نيز از اشتباهات و مصلحت انديشي ها به تنگ آمده و جرقه هاي نااميدي در آنها شعله ور مي گشت ، تنها نسيمي روحبخش مي توانست دوباره اميد را زنده و يأس را دور سازد.
كلام آرامش بخش و دم مسيحايي تو روح خسته از نامردمي ها و دنيا طلبي ها را جاني دوباره بخشيد
****************************
وقتي سخنان آقا را در جمع مردم ولايت مدار شيراز شنيديم و حمايت چندباره ايشان از دولت را ، انگار جاني دوباره گرفتيم
نا اميد نبوديم .... اما خسته بوديم .... ماهها بود كه وضعيت معيشت مردم ، مناقشات بي دليل مسئولان و تبليغات بي امان رسانه ها و سخنان چهره هاي ريز و درشت در خصوص اوضاع كشور موجب نگراني شده بود.
همه دلسوزان و شخصيت هاي نظام براي ما محترمند و هركدام در جايگاه خود و در زمينه كاري و تخصص خود داراي نظري هستند كه براي ما قابل احترام است ، چه ستون نظام باشند! و چه نخبگان علمي و سياسي جديد و قديم ، چه اقتصاد دان باشند و چه سياستمدار ، چه يك نفر باشند و چه پنجاه و چند نفر! نظرات اين عزيزان و نقدهاي آنان اگر دلسوزانه باشد بايد براي مسئولان مغتنم بوده و مورد استفاده قرار گيرد.
اما براي چون مني كه نه كارشناس امور فوق الذكر هستم و نه از مسائل پشت پرده كلان اطلاع دقيقي دارم فقط كلام رهبري است كه روشنگر مسير و جهت دهنده ايده و رأي من است. چون ايشان با تجربه اي 30 ساله در مديريت كلان كشور(اجرايي و قانونگذاري و....) ، با نگاهي روشن بين و به عنوان فقيهي عادل ، كارشناسي دقيق و مطلع از امور جاري كشور و پدري دلسوز بسيار بهتر و موشكافانه تر به مسائل نگريسته و راهكار ارائه مي دهند.
البته اين گفتار به هيچ عنوان درصدد نفي كار كارشناسي و اظهار نظر هاي متخصصين و ارائه نقدهاي دلسوزانه نيست اما تمام حرف اين است كلام او فصل الخطاب است .......
حمايت هاي ويژه رهبري موهبتي است كه نصيب دولت دكتر احمد نژاد گرديده كه اگر چه باعث افتخار است اما مسئوليت آور و تعهد زاست ، شخص رئيس جمهور و مجموعه دولت بايد قدردان اين عنايت بوده و با تلاشي مضاعف و دلسوزانه نظرات رهبري را سرلوحه كار خود قرار دهند.
اميد است كه در اين يكسال باقي مانده با عنايت الهي ، دعاي مردم و پشتكار و دقت دولتمردان ، دولت نهم بتواند به شعارهاي عدالت طلبانه و ارزشگرايانه خود جامه عمل بپوشاند.

تير خلاص بر مشاوران جوان!
در سالهايي كه دكتر احمدي نژاد با گردآوري چند تن از جوانان تحصيل كرده در شهرداري تهران و تشكيل گروه مشاوران جوان و با هدف استفاده از شور و نشاط جواني و به تعبير ايشان تزريق خون تازه به بدنه سازمان فصل جديدي را از مديريت انقلابي مورد نظر خود نويد مي داد و انتظار مي رفت با انتخاب ايشان در سال 1384 به رياست جمهوري با تعميم اين ايده در كل كشور كه در شهرداري تهران به نظر مي رسيد تجربه موفقي باشد تحولي در سيستم اداري سست و فشل كشور بوجود بيايد.

مهرداد بذرپاش كه در ايام انتخابات مسئوليت ستاد اقشار دكتر را بر عهده داشت ، با استفاده از ظرفيت جوانان و دانشجوياني كه با شور و علاقه و بدون كمترين توقع و با آرزوي تحقق دولت اسلامي به ياري دكتر آمده بودند توانست يكي از تأثيرگذار ترين اقدامات را در بين ستادهاي مختلف رئيس جمهور معمول نمايد ، با انتصاب به رياست گروه مشاوران جوان رئيس جمهور به استفاده از همان جوانان تحصيل كرده كه صداقت و پشتكار و تعهد خود را به شعار ها و آرمان هاي دولت نهم عملاً نشان داده بودند روي آورد لكن از ابتداي راه سرنوشتي غم انگيز دچار اين گروه نوپا گرديد كه بهانه و دستاويزي شد براي حمله جديد رسانه هاي منتقد دولت.
برخي از عواملي كه به نظر نگارنده موجب بروز وضعيت فعلي گروه مشاوران جوان گرديده را مي توان در موارد ذيل خلاصه نمود:
- مقاومت مديران دولتي:
يكي از مهمترين عوامل وضعيت كنوني مشاوران جوان مقاومت مديران دولتي (از وزرا تا مديران مياني و عملياتي) بود كه به نظر مي رسيد به علت عدم توجه ويژه از رأس دولت و همچنين نگاه بدبينانه اين مديران به مشاور جوان ( به عنوان كسي كه با انتقال عملكرد اين مدير به مديران بالادست در آينده جايگزين او خواهد شد) موجب گرديد مشاوران جوان تنها به يك عنوان تشريفاتي تقليل يابد.
به نظر مي رسد يكي از عمده مشكلاتي كه دولت نهم با آن دست و پنجه نرم مي كند نبود برنامه هاي جامع و كارشناسي شده نيست و بيشتر در مرحله اجرا با مشكلاتي ناهمخواني و عدم همكاري مديران مواجه است كه مي تواند به علت هاي ناكارآمدي و يا بي اعتقادي به برنامه هاي دولت باشد كه متأسفانه با انتخاب مصلحت انديشانه وزرا در مرحله تعيين كابينه و در پي آن انتخاب مديراني كه در بالا بدان اشاره شد موجب وضعيت كنوني گرديده كه رئيس جمهور در سال انتهايي فعاليت هاي خود و در سالي كه مي توانست به چيدن ثمرات خدمت رساني و زحمات شبانه روزي خود بپردازد مجبور است به تعويض پشت سر هم همكاران خود در كابينه مشغول گردد.
اما وجود نيروهاي جوان متخصص و متعهد كه مشتاقانه براي برپايي عدالت در سال 84 به پا خاستند و دلسوزانه براي زنده نگه داشتن ارزش ها كمر همت بستند و از هيچ كمكي هم فروگذار نبودند ، ضمن تزريق نشاط و پويايي به دولت مي توانست به شناسايي مديران ناكارآمد و فرصت طلب كه يك شبه دم از اصولگرايي و توجه به شعارهاي دولت نهم را فرياد مي زدند بينجامد و از وضعيت پيش آمده در سال پاياني دولت پيشگيري نمود.
- عدم پيش بيني ساختار و چارت تشكيلاتي:
با نگاهي به دوران 8 ساله دولت اصلاحات و اقدامات دولتمردان آن مي بينيم كه آنها براي تحقق اهداف و برنامه هاي خود هم برنامه داشتند و هم با جسارت به پيگيري آن مي پرداختند .به عنوان نمونه سازمان ملي جوانان و مركز گفتگوي تمدنها كه با شعارهاي پوچ و برنامه هاي تخيلي بوجود آمده و ناكارآمدي و تخصيص بودجه هاي نجومي حتي تا كنون كه سه سال از دولت نهم مي گذرد در آن مشاهده مي شود ، لكن با توجه به تصويب قانون و ساختار تشكيلاتي آن ، اين دولت هم مجبور به تحمل اين سيستم گرديده است.
اما طرح اوليه مشاوران جوان كه مي توانست با كمي مطالعه و پيگيري به طرحي تحول آفرين در بدنه دولت تبديل شود و با نظر و ابتكار شخص رئيس جمهور بنيان نهاده شده بود با عدم توجه باز هم شخص رئيس جمهور و به علت جو سازي هاي اطرافيان به طرحي خام و مورد تمسخر دوست و دشمن مبدل گرديد.
- كانديداتوري بذرپاش در انتخابات شوراي شهر تهران:

كانديداتوري رئيس گروه مشاوران جوان رئيس جمهور در سومين دوره انتخابات شوراها و عدم موفقيت وي در اين انتخابات موجب گرديد كه تنها جوان متعهد و متخصص از نظر رئيس جمهور در اين مملكت از اين سمت استعفا دهد. و اين خود موجب تشديد ضعف اين نهال نورس گرديد.
- برخي اشتباهات اعضاي گروه:
عدم شفافيت وظيفه گروه مشاروران جوان و همچنين نوپايي اين طرح و همچنين بي تجربگي برخي از اعضا موجب بروز برخي اشتباهات و برخوردهايي بين مديران و مشاوران جوان گرديده و هيزمي شد بر آتش دشمني هاي مديران فوق الذكر.
- شايعات مربوط به نا رضايتي بزرگان نظام از اين طرح:
انتشار شايعاتي (چه موثق و چه غير موثق)مبني بر نارضايتي مقامات عالي رتبه نظام از طرح مشاوران جوان شايد يكي از مهمترين عوامل تعطيلي غير رسمي گروه باشد.
- انتصاب شيخ الاسلامی به سمت رئيس گروه:

انتصاب رئيس دفتر رئيس جمهور به سمت رئيس گروه مشاوران جوان را شايد بتوان تير خلاصي بر پيكره نحيف مشاوران جوان در دولت نهم دانست ، چون عدم اعتماد رئيس جمهور به جوانان و واگذاري امور مربوط به جوانان به غير جوان ، و انتصاب كسي كه به علت مشغله بيش از حد كاري به امور محوله خود در دفتر رئيس جمهور هم نمي تواند سر و سامان دهد شايد مؤيد همين نكته باشد كه مشاوران جوان بنا بر مصلحت (كه متأسفانه اميد مي رفت در دولت دكتر احمدي نژاد كمتر نام آن را بشنويم) به طور غير رسمي در حال بر چيده شدن است.
با نگاهي به گذشته و يادآوري سخنان رئيس جمهور در دانشگاه علم و صنعت مبني بر عدم تأمين نظر ايشان در مورد مشاوران جوان(همان مبحث يك سوم)شايد بتوان گفت نا موفق بودن طرح به هيچ عنوان به علت نا پختگي و اشتباهات و يا اهمال و كم كاري جوانان نبود بلكه يا مشكل از خود طرح و يا از نحوه اجرا و تثبيت آن بود.
اما سخن پاياني
جناب آقاي رئيس جمهور
مي دانيم كه مشغله فراوان و تهديدات خارجي و موانع داخلي مانع موفقيت كامل دولت شما گرديده اما باز هم در اين يك سال باقي مانده مي توانید همچون امام و مقتداي خود در جبهه عدالت گستري و مبارزه با زرو و زور و تزوير ، با اعتماد به جوانان دلسوز و اميدوار به سرافرازي مادي و معنوي ايران اسلامي تمام موانع را از پيش پا برداشت و با قدرت و جسارت نشان داد كه آينده از آن حزب الهي هاست.






